فواید برنامه‌ریزی

  1. سازماندهی ذهن فرد: در حالت عادی ممکن است ما به ده ها مسئله فکر کنیم ولی زمانی که هدفی انتخاب می‌کنیم، در هنگام برنامه‌ریزی مجبوریم به این فکر کنیم که چطور می‌توانیم به هدفمان برسیم، برای رسیدن به آنچه منابع و امکاناتی در اختیار داریم، همینطور چه محدودیت‌هایی داریم، چه موانعی سر راهمان است، چگونه باید آنها را برطرف کنیم. در این حالت فکر ما فقط متمرکز روی یک هدف است، درست مانند زمانی که یک ذره‌بین را جلوی نور خورشید گرفته‌ایم و می‌خواهیم آتش درست کنیم، ذره‌بین نور پراکنده خورشید را متمرکز کرده و به آن قدرت افروختن می‌دهد، برنامه‌ریزی هم دقیقا همین کار را با افکار ما انجام می‌دهد و به آنها قدرت می‌بخشد و اجازه نمی‌دهد نیروی آن پراکنده شود.
  2. صرفه‌جویی در زمان: دومین فایده برنامه‌ریزی این است که، انرژی، زمان، منابع، امکانات و دیگر موارد را به درستی خرج می‌کنیم، مثلا زمان و انرژی‌مان را برای کارهایی که در برنامه‌مان مشخص کرده‌ایم هزینه می‌کنیم، در این حالت مطمئنا نتیجه‌ی بهتری خواهیم گرفت تا زمانی که صرف کارهای بیهوده یا غیر مرتبط کنیم که هیچ نتیجه‌ای عایدمان نکند. منابع و امکانات ما محدود است و اگر آن را به درستی خرج نکنیم ممکن است آنها را برای همیشه از دست بدهیم و دیگر نتوانیم به اهدافی که دوست داریم و لایق آن هستیم، برسیم، مثلا یکی از منابع محدود زمان است، اگر ما در هنگام جوانی این منبع باارزش را هدر بدهیم شاید در هنگام میان سالی توانایی خیلی کارها را نداشته باشیم و به ناچار باید از خیلی از اهداف‌مان چشم پوشی کنیم.
  3. دوراندیشی: این است که ما هنگام برنامه‌ریزی به محدودیت‌ها، موانع، خطا و اشتباهاتی که ممکن است با آنها روبرو شویم، فکر می‌کنیم، بنابراین می‌توانیم قبل از اینکه اتفاق بیفتند جلوی خیلی از آنها را بگیریم، یا حتی خودمان را برای مقابله و مبارزه با آنها آماده کنیم، در این حالت با فکر باز و آسوده تر و راه کارهای بهتر و منطقی تر آن موانع و خطاها را برطرف می‌کنیم. ممکن است بین ما و اهداف ما، موانع و مسائل زیادی وجود داشته باشد که باید برطرف شوند، یکی از بهترین و راحت‌ترین کارها این است که این موانع و مسائل را تا زمانی که بزرگ و چالش برانگیز نشده‌اند جلوی آنها را بگیریم که این کار فقط با دوراندیشی امکان پذیر است و برنامه ریزی یعنی همان دوراندیشی.
  4. شناخت نقاط ضعف و قوت خود: ممکن است بین ما و هدفمان فقط یک مهارت باشد که باید آن را یاد بگیریم. شناختن نقاط ضعف و قوتمان بسیار مهم است، ممکن است شکست ما و نرسیدن به هدف ما فقط از جانب همان نقطه ضعفمان باشد یا موفقیت و رسیدن به هدف فقط به خاطر همان نقطه قوت ما باشد، بنابراین خیلی مهم است که برای نقطه ضعفمان فکری بکنیم و روی آن کار کنیم تا به نقطه قوت تبدیل شود تا امکان شکست را کاهش دهیم و از طرفی روی نقطه قوتمان بیشتر کار کنیم تا قوی تر شود و امکان رسیدن به هدف را افزایش دهیم.
  5. شناسایی فرصت‌ها: همانطور که اشاره شد ما در هنگام برنامه ریزی به منابع، امکانات، محدودیت‌ها، موانع و خیلی موارد دیگر فکر می‌کنیم، یکی از آن موارد هم می تواند فرصت‌ها باشد، مثلا زمانی که تصمیم می‌گیریم برنامه‌ریزی کنیم، مطمئنا به دنبال فرصت‌هایی هستیم که بهترین نتیجه را بگیریم. بعضی از فرصت‌ها ممکن است فقط یک‌بار اتفاق بیفتد، و اگر ما حواسمان نباشد از دستمان برود، ولی اگر آگاهانه به آن فکر کنیم و به دنبال آن باشیم، به محض وقوع می‌توانیم نهایت استفاده را ببریم.
  6. عدم سردرگمی و ابهام: برنامه‌ریزی باعث می‌شود از ابهام، سردرگمی و ندانستن اینکه چه کاری باید انجام دهیم و رفتن به مسیرهای اشتباه جلوگیری می‌کند و همین امر یعنی جلوگیری از به هدر رفتن ده‌ها، صدها و حتی هزاران ساعت زمان و انرژی. فواید برنامه‌ریزی می‌تواند خیلی زیاد باشد که در اینجا به شش مورد آن اشاره شد و نکته‌ای که باید بدانیم این است که برنامه‌ریزی آنقدر مهم است که در اسلام هم آیاتی به آن اختصاص داده شده است، ما باید بدانیم که منابع و امکاناتمان نامحدود نیست، اگر مسیر را اشتباه برویم ممکن است روزها، ماه‌ها و حتی سال‌ها زمان و انرژی نیاز باشد تا آن را جبران کنیم، اما با یادگیری مهارت برنامه‌ریزی می‌توانیم جلوی خیلی از ضررها را گرفت و امکان رسیدن به موفقیت‌ها و دستاوردهای بیشتر را فراهم کرد.